آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

تاب تاب همبازی

                                                تاب تاب همبازی                     خدا جونم چه نازی من دوست دارم تو بازی             به من نگاه بندازی به من بگی خدایا           &...
28 مرداد 1392

شب های قدر

سلام امسال سال دومی بود که من و مهدیماه مبارک رمضان رو با وجود فرشته کوچولوی نازنینمون می گذروندیم. جمله ای که تو این روزها شاید هزار بار گفتم این بود که : خدایا شکر شکر شکر شکر شکر شکر بخاطر داشتنخانوادم ، بخاطر داشتن مهدی و آتنا ، بخاطر داشتن سلامتی و بخاطر همه نعمتهایی که شاید من قدرشونو نمی دونم ولی خیلی با ارزش هستند. شبهای قدر هم تموم شد و من و بابایی کلی دعا کردیم. من امسال شبهای قدر رو توی خونه بودم و بخاطر اینکه تو خسته نشی مسجد نرفتم. در حین دعا گاهی با تو بازی میکردم گاهی بهت غذا میدادم در آخر هم که کلی شیطونی میکردی و واقعاً خسته میشدی می بردمت که بخوابونمت. چیزی که برام جالب بود این بود که وقتی می دیدی دارم د...
24 مرداد 1392

جهان کوچک من از تو لبریز است

کودکانه ات را دوست دارم  ...   خداوند در دستان کوچک تو لطافت گلبرگ های بهشت را برایم به ارمغان فرستاده است ...  و  در چشمانت زیبایی چشمه های روان را جاری ساخته است ...  و در خواب آرامت آرامش آسمان آبی را نقاشی کرده است ...  و در بازی هایت نشاط دشت های پر گل را بازی داده است ... کلمات نیمه کاره ات که حکایت از تلاشت برای تبادل احساسات ابریشمی ات دارند ... گریه ها و خنده هایت را می پرستم که از کوچکترین ها شاد و از کوچکترین ها غمگین می شوی ... کاش همیشه احساساتم مثل تو بی غبار می ماند ... وقتی با قدم های کوتاه و تند مرا دنبال میکنی و با دستان ظریفت همه هستی ام را در آغوش م...
24 مرداد 1392

شعر کودکی هایم...

تقدیم به بهترین دخمل دنیا : چشم چشم، دو ابــرو/ نگاه من به هر ســـو / پس چرا نيستي پيشم؟/ نــگاه ناز تو کو ؟/ گوش گوش دو تا گوش، دو دست بـــاز يه آغوش/ بيـــا بــگـير قلــبمو ، يـــادم تــو را فراموش ؟/ چـوب چوب يه گردن. ، جـاي نـــري تو بي من / دق مي کنم مـــيميرم ، اگه دور بشي از من / دست دست دو تا پــا، يـــــاد تو مـونده اينــجا / يادت مي ياد که گفتي:بي تو نمي رم هيچ جا؟/ من؟من؟ يه عاشق، همون مامانی سابق       چشم چشم ،  دو ابرو ، دماغ و دهن ، یه گردو ، صورت من تمام شد ، پس گوش و گردنم کو ؟ ، گوش گوش  یه گردن ،&nb...
24 مرداد 1392